به نام خدا
وسط بازی های تکیش، گاهی آوازی رو زمزمه می کنه. عبارات و وزن شعرهایی که براش می خونیم مثلا.
پریروز بود که تو آواهاش ریتم و چند عبارت صلوات رو شنیدم. بدون اینکه نگاهش کنم و محلش بگذارم یه بار بلند صلوات رو فرستادم. اونم همونطور که مشغول بازی بود بعد از من همونطوری که اون موقع داشت بیان می کرد، صلوات فرستاد. و من مردم...
برچسب:
نویسنده: sii