.: هیچ کاری انجام ندادن :.

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    پر مخاطب ها

    برچسب ها

    به نام خدا

    اون موقعی که مداوم استخر می رفتم، با یه اتفاقی روبرو شدم که یادمه نوشتمش. ولی تو کدوم وبلاگ یادم نیست:

    به خاطر مواجهه زیاد با نجات غریقها، هر وقت از کنارشون عبور می کردم، یه نگاه یا کلام یا برخورد محبت آمیز باهاشون انجام می دادم. ولی در جواب ازشون بی توجهی و پزو بودن دریافت می کردم. در تمام اون سالها که هر فصل کلی نجات غریق عوض می شدن این تکرار می شد.

    تا اینکه یه روز تصمیم گرفتم دیگه نبینمشون و خیلی خشک و سنگی از کنارشون عبور کنم.

    باورتون نمیشه؛ ولی ازین رو به اون رو شده بودن. به جای خانم، خانمی خطابم می کردن و یه محبتکی ته کلام و برخوردشون وجود داشت. و این من رو خیلی شگفت زده و ناراحت کرد...

    حالا با اون شخص مورد نظر که قرار شد در صلح باشم، به جای اونهمه تقلا برای بهتر شدن روابط، کاری که انجام دادم :

     "هیچ کاری انجام ندادن"

    بود، و اوضاع فرق کرد. احترامها بیشتر شد و صدمه ها کمتر. و من با وجودی که از وضع موجود راضیم ولی ناراحت میشم که آخه چرا باید اینطوری باشه؟!؟


    پی نوشت:

    عجیب است!

    Rate this post

    نویسنده : sii بازدید : 10 تاريخ : شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 7:01
    برچسب‌ها : کاری,انجام,ندادن,

    آخرین مطالب

    خبرنامه

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :